تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

30

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

تركى بلعمى ( نسخهء خطى كتابخانهء گوتا ) نظر داشته‌ام . همهء اين مؤلّفان ، به اضافهء بعضى ملاحظات كوتاه و مواضع منفرد از نويسندگان قديم‌تر و جديدتر ، تصوير نسبة زنده و پرى از روايت ايرانى تاريخ ساسانيان بر ما عرضه مىدارند . امّا بهترين توصيف جامع تاريخ ساسانيان بر مبناى اين روايت همان تاريخ طبرى است ، با همهء نقائصى كه دارد ؛ اگرچه شاهنامهء فردوسى از نظرگاه شعرى و ادبى داراى مزيّت بسيارى است . امّا طبرى در نقل حوادث اين دوره از اخبار ديگرى نيز استفاده كرده است كه از منابع ايرانى نيست . سند اصلى طبرى در تاريخ پادشاهان حيره كه با تاريخ ايران پيوند بسيار نزديكى دارد هشام بن محمّد معروف به ابن الكلبى ( متوفى در 820 م ) است . اين مرد مانند پدرش محمّد بن سائب كلبى ( متوفى در 4 - 763 م ) در جمع اخبار پراكندهء تاريخ قديم عرب بالاترين خدمت را كرده است ، اگرچه انتقاد جديد تاريخى موافق روش تنظيم دلبخواهى اين دو شخص نيست . از ميان نوشته‌هاى متعدد كوچك و بزرگ ابن الكلبى كه در الفهرست ( ص 96 به بعد ) ذكر شده است بعضى را مىتوان پيدا كرد كه ظاهرا مأخذ بعضى قسمتهاى مربوط در طبرى بوده است « 1 » . قسمتهائى كه من به عنوان « تاريخ حيره » ذكر كرده‌ام نوشتهء مرتبطى از هشام را تشكيل مىدهد . البته طبرى بعضى از اين قسمتها را خلاصه كرده است . علاوه بر اين ممكن است طبرى از بعضى از منابع دست دوّم كه از ابن الكلبى نقل كرده‌اند اخذ كرده باشد . آنچه جلب نظر مىكند اين است كه طبرى گاهگاهى در تاريخ خود ايران از ابن الكلبى به عنوان راوى نقل مىكند ، مانند تاريخ اردشير اوّل و پيروز و خسرو اوّل و هرمزد چهارم و خسرو دوّم و يزدگرد سوّم ( به مواضع مربوط در متن رجوع شود ) « 2 » . امّا كتابى از ابن الكلبى دربارهء تاريخ ايران ذكر نشده است . احتمال

--> ( 1 ) - مثلا « كتاب دربارهء يمن و تاريخ سيف » الفهرست ص 97 س 2 . ( 2 ) - از « انساب پادشاهان ايران » او گاهى نقل مىكنند . او اين موضوع را ظاهرا هنگام تطبيق زمان پادشاهان ساسانى با پادشاهان حيره ذكر كرده است A ) پسر B به مدت X سال